X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

محبان مهدی او خواهد امد.
یاعلی
حافظ قرآن افزون بر عمل ، باید از فضیلت ادب نیز برخوردار باشد . اجتناب از همه ی رذایل و اتّـصاف و آراستگی به همه ی فضایل اخلاقی شرط رعایت ادب حمل و حفظ آیات نورانی کتاب خداست .

فصل سوم قسمت سوم   رازهای حفظ قرآن   

3- ادب

حافظ قرآن افزون بر عمل ، باید از فضیلت ادب نیز برخوردار باشد . اجتناب از همه ی رذایل و اتّـصاف و آراستگی به همه ی فضایل اخلاقی شرط رعایت ادب حمل و حفظ آیات نورانی کتاب خداست .

امّا در احادیث اسلامی بر چند ادب تاکید شده است ، این آداب عبارتند از :

 اتّـصاف به خشوع و تواضع ، بکاء و گریه ، شب زنده داری ، عفو ، اجتناب از کینه و خشم و کارهای جاهلانه .

 متن احادیث مربوط به این ویژگی ها از این قرار است :

پیامبر گرامی اسلام ( ص ) در توصیه به ادب خشوع در برابر خداوند متعال می فرماید :

‹‹ اِنَّ اَحَقَّ النَّاسِ بِالتَّـخَشُّعِ فِی السِّــرِّ وَ الْعَــلانِـیَةِ لَحَامِلُ الْـقُـرآنِ ›› .

بی گمان سزاوارترین مردم به خشوع در نهان و آشکار حافظ قرآن است . الکافی : ج 2 / ص 604 / ح 5

و در باره ی سایر آدابی که حافظ و حامل قرآن باید رعایت کند می فرماید :

‹‹ یَا حَامِلَ الْـقُـرآنِ ، اکحَل عَـیْـنَیْکَ بِالْبُـکاءِ اِذَا ضَحِکَ البَـطّالُـونَ ، وَ قُـمْ بِاللَّــیلِ اِذَا نَامَ النّائمونَ ، وَ صُم اِذَا اَکَلَ الاکِلُونَ وَاعفُ عَمَّن ظَلَمَکَ ، وَ لا تَـحقِدُ فیمَن یَحقِـدُ وَ لا تَجْـهَل فیمَن یَـجْهَـلُ ›› .

ای حافظ قرآن ، آن هنگام که بیهوده کاران به خنده سرگرمند ، چشمانت را به سرمه ی گریه بیارای و هنگامی که خفته ها در خوابند ، شب زنده داری کن و هنگامی که خورندگان می خورند ، روزه بگیر و از آن که به تو ستم کرده ، در گذر و کینه ی آن که با تو کینه ورزیده به دل مگیر و با کسی که با تو نابخردی کرده نابخردی مکن . کنز العمال : ج 2/ ص 343 / ح 4198

و نیز می فرماید :

 ‹‹ لَیْسَ یَـنْـبَغِی لِحَامِلِ الْـقُـرآنِ اَن یَسفَـهَ فیمَن یَسفَـهُ ، اَو یَـغْـضَبَ فیمَن یَـغْـضَبُ ، اَو یَـحتَدَّ فیمَن یَـحْـتَدُّ وَ لکِن یَـعْـفو وَ یَـصْـفَحُ ›› .

سزا نیست که حافظ قرآن با کسی که با او نابخردانه رفتار کرده ، نابخردی کند یا بر کسی که بر او خشم گرفته ، خشم گیرد یا با کسی که تندی کرده تندی کند ، بلکه باید ببخشد و گذشت کند . کنز العمال : ج 1 / ص 525 / ح2349

بی تردید اگر نورانیّت قرآن در اعماق جان حافظِ آن نفوذ کند فروتنی و خشوع در برابر عظمت آفریدگار ، همه ی وجود او را فرا خواهد گرفت و نور هوشیاری و بصیرت ، ظلمت غفلت و بطالت را از او خواهد زدود ، حافظ در پرتو این نور با خالق زیبــائی ها آشنا می شود ، با او در شبهای تار خــلوت می کند و انس می گیرد و با اشک شـوق ، وصال جمال بی مثالش را می طلبد .

حافظ قرآن در چنین فضائی مظهر مهر و عطوفت حق تعالی می گردد و نفوذ حکمت کتاب حکیم در جانش مانع از صدور کارهای غیر حکیمانه از وی خواهد شد .

 
پایان قسمت سوم
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 5:28 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

  فصل سوم قسمت دوم   رازهای حفظ قرآن  

2- عمل

 مهمترین مسأله ای که حافظ قرآن کریم باید به آن توجّه کند این است که خُــداوند مُتعال با این موفّـقیت بزرگ حُجّت را بر او تمام کرده و حفظ قرآن مسؤولیت او را در عمل به رهنمودهای ارزنده ی این کتاب آسمانی سنگین تر نموده است .

پیامبر اسلام ( ص ) در این باره می فرماید :

‹‹ یَا مَعَاشِــرَ قُـرّاءِ الْـقُرآنِ اتَّـقُـوا اللهَ عَـزَّ وَجَـلَّ فِیمَا حَمَّـلَکُم مِنْ کِتَابِهِ فَاِنّی مَسْـؤولٌ وَ اِنَّـکُم مَسْـؤُولُونَ ، اِنّی مَسْـؤُولٌ عَنْ تَـبْـلِیغِ الرِّسَالَةِ وَ اَمّا اَنْـتُم فََـتَسْاَلوُنَ عَمّا حَمَلتُم مِنْ کِتابِ اللهِ وَ سُنَّتی ›› .

 ای گروه قاریان قرآن . از خدا درباره ی آنچه که از کتابش به شما سپرده ، پروا کنید که من مسؤولم و شما نیز مسؤولید ، من از رساندن پیام رسالت سؤال می شوم و شما از قرآن و حدیثی که فرا گرفته اید . الکافی : ج2 / ص 606 / ح 9

و در حدیثی دیگر می فرماید :

‹‹ عُـرِضَت عَلَیَّ الذُّنوُبُ فَــلَم اَرفیها شَـیْـئاً اَعْـظَمَ مِنْ حامِـلِ الْـقُـرآنِ وَ تَارِکِــهِ ›› .

گناهان بر من عرضه شد پس در میان آنها گناهی بزرگ تر از گناه کسی که حامل قرآن است ولی به آن عمل نمی کند ندیدم . منصف ابن ابی شیبه : ج 7 / ص 163 / ح 4

امام علی ( ع ) نیز به حاملان کتاب خدا چنین توصیه می فرماید :

‹‹ یَا حَـمَلَةَ الْـقُـرآنِ اعمَلوُا بِهِ فَـاِنَّ الْـعَالِمَ مَنْ عَمِلَ بِمَا عَـلِـمَ ، وَ وافَقَ عَمَلُهُ عَلِمَهُ وَسَیکونُ اَقوامٌ یَـحمِلونَ الْـعِلمَ لا یُجَاوِزُ تَـراقِـیَهُم . یُـخَالِفُ سَـریـرَتُهُم عَلانیتَـهُم ، وَ یُـخَالِفُ عَـمَلُهُم عِلـمَهُم ، یَـجلِسُونَ حَـلَـقاً فَـیُـبَاهی بَعْـضُهُم بَعْضاً حَتَّی اِنَّ اَحَدَهُمْ لَیَـغضِبُ عَلَی جَلیسِـهِ حینَ یَجْـلِسُ اِلی غَیـرِهِ وَ یَدَعَهُ ، اُولئِکَ لا تَـصْـعَدُ اَعـمالُهُمْ فِی مَجَالِسِـهِم تِـلْکَ اِلَی اللهِ ›› .

 حاملان قرآن به دانش خود عمل کنید که دانا کسی است که به آنچه دانست عمل کرد و عملش با علمش موافق است ، بزودی اقوامی بیایند که دانش را بر دوش کشند ولی از استخوانهای ترقوه شان فراتر نرود ( و در دلشان جای نگیرد ) . عملشان با علمشان مخالف باشد و باطن آنها با ظاهرشان یکی نباشد . دور هم نشینند و بر همدیگر فخر فروشند . تا آنجا که شخص بر همنشین خود خشم گیرد که چرا با دیگری می نشیند و او را وا میگذارد . اعمال این جماعت در این گونه مجلسها به سوی خدا بالا نخواهد رفت . کنز العمال : ج 10 / ص 272 / ح 29419

امام علی ( ع ) در این سخن افزون بر این که حاملان قرآن را به عمل توصیه فرموده به دو نکته ی مهم نیز اشاره کرده است :

نکته ی اوّل: این که علم حقیقی به قرآن از عمل به آن جدا نیست وحافظ بدون عمل ، به حقیقت قرآن دست نخواهد یافت .

و نکته ی دوّم:  پیش بینی آینده ی گروهی از حاملان قرآن است که با حفظ و حمل کتاب خدا در اُمّت اسلامی شهرت و اعتبار کسب می کنند امّا به دلیل آن که اهل عمل به قرآن نیستند نزد خُداوند متعال آبرو و اعتباری ندارند .

پیامبر اسلام ( ص ) برای آن که حافظ قرآن با خطر بی اعتباری نزد فرو فرستنده ی این کتاب آسمانی روبرو نشود به او توصیه می کند که خود را برای خدا ، به قرآن بیاراید نه برای مردم و خطاب به او می فرماید :

 ‹‹ یَا حـَامِلَ الْـقُـرآنِ تَـزَیـَّنَ بِـهِ لِلّهِ . یُـزَیـِّنکَ اللهُ بِـهِ وَ لا تَـزَیـَّنَ بِهِ لِلنّاسِ فَـیُشینَکَ اللهُ بِهِ ›› .

ای حافظ قرآن ، خود را برای خدا به قرآن بیارای تا خداوند تو را به آن بیاراید و خود را برای مردم به آن آراسته مکن که خداوند با آن تو را زشت می کند . الکافی : ج2 / ص 604 / ح 5

خود را برای خدا به قرآن آراستن چیزی جُـز عمل کردن به آن و پیاده کردن رهنمودهای آن در زندگی فردی و اجتماعی نیست که در این صورت خداوند متعال ظاهر و باطن حافظ را بدان می آراید . در مقابل خود را برای مردم به قرآن آراستن هر چند موجب آبرو و اعتبار موقت او می گردد . اما چهره ی باطنی حافظ را زشت و عزت و اعتبار جاوید را از وی سلب می کند .

 پایان قسمت دوم
نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 23:26 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل سوم قسمت اول   رازهای حفظ قرآن  

1- یاد آوری :
نخستین مسؤولیت کسی که خداوند متعال توفیق حفظ کتاب خود را به او عنایت فرموده ، استذکار و یاد آوری است . در این باره از پیامبر اسلام ( ص ) روایت شده است که می فرماید :

‹‹ تَعَاهَدوُا الْـقُـرآنَ بِـالتَّــذکِـرَةِ ››


با یاد آوری قرآن بر حفظ آن مواظبت کنید . اسد الغابه : ج 3 / ص 537

و در حدیثی دیگر می فرماید :
‹‹ إذَا قــَامَ صَاحِبُ الْـقُـرآنِ فَـقَـرَاَهُ بِاللَّـیْلِ وَ النَّـهَارِ ذَکَـرَهُ وَ اِذَا لَمْ یَـقُـمْ بِهِ نَسِـیَهُ ››

 اگر حافظ قرآن شب و روز به قرائت آن اهتمام ورزد آن را به یاد می آورد و گر نه فراموشش می کند . صحیح مسلم : ج 1 / ص 544/ ح 227

نگهداری از محفوظات قرآنی از حفظ قرآن دشوارتر است . کم نیستند کسانی که موفّق به حفظ همه ی قرآن یا بخش هایی از آن شده اند ولی در نتیجه ی مُقیّد نبودن به استذکار . آن را فراموش کرده اند . از این رو احادیث اسلامی یادآوری قرآن را یک مسؤولیّت جدّی تلقی کرده اند و تاکید دارند که حافظ باید با تمام توان بکوشد تا آن چه را از قرآن حفظ کرده فراموش نکند . در این جا به چند نمونه از رهنمودهای پیشوایان اسلام در این باره اشاره می کنیم :

  پیامبر اسلام (ص ) می فرماید :
‹‹ بِئْسَـمَا لاَحَــدِکُم اَنْ یَــقُولَ نَسِـیتُ آیَـةَ کَیـْتَ وَ کَیـْتَ بَل هُـوَ نُسِّیَ ، استَـذکِـروُا الْـقُرآنَ ›› .

چه زشت است که یکی از شما بگوید آیه فلان و فلان را فراموش کردم ، اوست که از یاد رفته است . قرآن را یادآوری کنید . کنز العمال : ج 1 / ص 617 / ح 2849

  یعقوب احمر می گوید : ‹‹ قُلتُ لاَبِی عَبْـدِاللهِ ( ع ) :

 اِنَّ عَلَیَّ دَیناً کَـثِیراً وَ قَـد دَخَـلَنِی مَا کَانَ الْـقُـرآنُ یَـتَـفَلَّتُ مِنّی . فَقَالَ اَبُو عَبدِاللهِ ( ع ) : القُرآنَ القُرآنَ ، اِنَّ الایَةَ مِنَ الْـقُرآنِ وَالسُّورَةَ لَـتَـجِیءُ یَـوْمَ الْـقِـیَامَةِ حَتَّی تَـصْـعَـدَ الفَ دَرَجَةٍ ، یعنی فِی الْجَـنَّةِ ، فَـتَـقُولَ : لَو حَـفِـظْـتَنِی لَـبَلَـغْت بِکَ ها هُـنا ›› .

یعقوب احمر می گوید : به امام صادق ( ع ) گفتم : من بدهی فراوانی دارم و از این رو حالتی به من دست داده که قرآن را فراموشم می شود !!!!

امام صادق ( ع ) فرمودند : قرآن را قرآن را ، ( به اهتمام آن ورزید که ) بی گمان آیه و سوره ی قرآن در روز قیامت می آید تا آن که هزار درجه در بهشت بالا می رود و می گوید :

اگر مرا حفظ می کردی تو را به اینجا می رسانم . الکافی : ج2 / ص 608 /ح 3

امام صادق ( ع ) می فرماید :

‹‹ مَن نَسِیَ سُورَةً مِنَ الْـقُـرآنِ مُـثَّلَت لَهُ فِی صُورَةٍ حَسَنَـةٍ وَ دَرَجَةٍ رَفِـیعَةٍ فِی الْـجَـنَّةِ ، فَـاِذَا رَاهَا قَـال : مَا اَنْتَ مَا اَحْسَـنَکِ لَـیتَـکِ لِی ؟ فَـتَـقُولُ : امَا تَعرِفُـنِی ؟ اَنَا سُورَةُ کَـذا و کَـذا وَ لَـو لَـم تَـنْسَنِی رَفَـعْـتُکَ اِلی هذَا ›› .

هر کس سوره ای از قرآن را فراموش کند ، در بهشت به صورت نیکو و درجه ی والای بهشتی برایش مجسم می شود ، پس هنــگامی که آن را می بیند می گوید : تو کیستی ؟ چــقدر زیبائی ؟ کاش برای من بودی !! پس آن صورت می گوید : مـرا نمی شناسی ؟ من سوره فلان و فلان هستم ، اگر مرا از یاد نبرده بودی تو را به اینجا می رساندم . الکافی : ج2 / ص 607 / ح 2
 
پایان قسمت اول
نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 4:30 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل دوم قسمت سوم   رازهای حفظ قرآن  

3- استمداد از خداوند متعال :

اشاره کردم که از عوامل روانی تقویت حافظه ، دعا و استمداد از خُداوند متعال است ، امّا از آنجا که توفیق الهی اساسی ترین رمز موفقیت است و از سوی دیگر دعاهای ویژه ای در باره ی حفظ این کتاب آسمانی از پیشوایان اسلام نقل شده است ، عنوان مستقلی به این موضوع اختصاص یافت که در آن تنها به ذکر دعاها اکتفا می گردد : دُعــایی است که پیامبر گرامی اسلام ( ص ) آن را به حـضرت علی ( ع ) آموخته و مطـــابق برخی روایات ، خود ایشان نیز می خوانده اند :

‹‹ اَللّـهُمَّ ارحَمنی بِتَــْرکِ مَعاصِیکَ اَبَـداً مَا اَبقَـیتَـنی وَارحَمنی مِن تَکَـلُّفِ مَا لا یَـعنینی ، وَارزُقنی حُسْنَ المَنظَـرِفیما یُـرضِیکَ عَنّی ، وَ اَلـزِم قَـلبی حِفــظَ کِتابِکَ کَما عَلَّـمتَنی وَارزُقنی أن أتلُوهُ عَلَی النَّحـوِ الَّـذی یُـرضِیکَ عَـنّی ، اَللّـهُمَّ نَـوِّر بِکِتابِکَ بَصَری ، وَاشرَح بِهِ صَدری ، وَ فَــرِّح بِهِ قَلبی ، وَاطلِق بِهِ لِسَانی ، وَاستَـعـمِل بِهِ بَدَنی وَ قَـوِّنی عَلی ذلِکَ وَ أعِنّی عَلَیهِ أنَّهُ لا مُعینَ عَلَیهِ الا اَنتَ لا الهَ الا اَنتَ ›› .
خدایا تا هنگامی که مرا زنده می داری با ترک معصیت هایت به من رحم کن و بر من رحمت آور تا در آنچه به کارم نمی آید به زحمت نیفتم و نیکو دیدن آنچه را از من خشنودت سازد ، روزیم کن و همان گونه که کتاب خودت را به من آموختی حفظ آن را با قلبم مُلازم بدار و تلاوت آن را به گونه ای که از من خشنودت می سازد ، روزیم فرما . خدایا دیده ام را با کتابت روشن ساز و سینه ام را با آن باز و گسترده کن و دلم را با آن شاد فرما و زبانم را با آن گشاده بدار و پیکرم را بدان عامل کن و مرا بر آن قـوی بدار و برآن یاری ده که بی گــمان جُـز تو هیـچ یاوری بر آن نیست ، خـُــدایی جز تو نیست .

ابان بن تغلب از امام صادق ( ع ) روایت می کند که فرمود :

‹‹ َاللّـهُمَّ اِنّی أسألُکَ وَ لَمْ یَسْـألِ العِـبَادُ مِـثلَکَ ، أسْـألُکَ بِـحَقِّ مُحَمَّدٍ نَـبِـیِّکَ وَ رَسُولِکَ وَ اِبْـرَاهِیمَ خَلیلِکَ وَ صَـفِـیِّکَ وَ مُوسی کَلیمِکَ وَ نَجِـیِّکَ وَ عِیسی کَلِمَـتِکَ وَ رُوحِــکَ ، وَ اَسْـاَلُـکَ بِصُحُـفِ اِبـْرَاهِیمَ وَ تَوراةِ مُوسی وَ زَبـُورِ داوُدَ وَ اِنجِیلِ عِیسی وَ قُـرآنَ مُـحَـمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ بِکُلِّ وَحْیٍ اَو حَیـتَـهُ وَ قَـضَاءٍ اَمْـضَیتَـهُ وَحَقٍّ قَـضَیْـتَهُ وَ غِنًی اَغـنَیْـتَهُ وَ ضَالٍّ هَـدَیْـتَهُ وَسَائلٍ اَعـطَیْـتَهُ وَ اَسْـاَلُکَ بِاسْمِکَ اَّلذی وَضَـعْـتَهُ عَلَی اللَّـیْلِ فَأظْـلَمَ وَ بِاسْمِکَ الَّذی وَضَـعْـتَهُ عَلَی النَّهَارِ فَـاستَنَارَ وَ بِاسْمِـکَ الَّذی وَضَـعْـتَهُ عَلَی الارْضِ فَاسْـتَـقَـرَّت وَ دَعَمْتَ بِهِ السَّمَاوَاتِ فَاسْـتَـقَـلَّت وَ وَضَـعْـتَهُ عَلَی الْجِبَالِ فَـرَسَت وَ بِاسْـمِکَ الَّذی بَـثَـثْتَ بِهِ الاَرزَاقَ وَ اَسْـاَلُکَ بِاسْـمِکَ الَّذی تُـحْیی بِهِ الْـمَوتَی وَ اَسْـاَلُکَ بِـمَعـَاقِدِ الْـعِـزِّ مِنْ عَـرشِکَ وَ مُـنْـتَهیَ الرَّحْـمَةِ مِنْ کِتَابِکَ اَسْـاَلُکَ اَنْ تُـصَلِّیَ عَلَی مُـحَـمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَـرزُقَـنِی حَـفِظَ الْـقُرآنِ وَ اَصْـنَافِ الْـعِـلْمِ وَ اَنْ تُـثَـبِّـتَهَا فِی قَلْبِی وَ سَـمْعِی وَ بَصَرِی وَ اَنْ تُخَالِطَ بِـهَا لَحْـمِی وَ دَمِی وَ عِظَامِی وَ مُخِّی وَ تَسْـتَعْـمِلَ بِـهَا لَیْـلِی وَ نَهَارِی بِـرَحْـمَتِکَ وَ قُدرَتِکَ فَـاِنَّهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِکَ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ . وَ اَسْـاَلُکَ بِاسْـمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عِبَادکَ الَّذِینَ استَجَـبْتَ لَهُمْ وَ اَنبیاؤُکَ فَـغَـفَرتَ لَـهُمْ وَ رَحِـمْـتَهُمْ ، وَ اَسْاَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ اَنـزَلْتَهُ فِی کُتُبِکَ وَ بِاسْـمِکَ الَّذِی اسْـتَـقَـرَّ بِهِ عَرْشُکَ وَ بِاسْـمِکَ الْـوَاحِدِ الاَحَـدِ الْـفَـرْدِ الْـوِتْرِ الْمُـتَعَالِ الَّذِی یَمْـلاُ الاَرْکَانَ کُلَّـهَا ، اَلطَّاهِـرِ الطُّـهْرِ الْمُـبَارکِ الْمُـقَدَّسِ الْحَـیِّ الْـقَـیُّومِ ، نُورِ السَّمَاوَاتِ وَ الارْضِ ، اَلرَّحْمَنِ الرَّحِـیمِ ، اَلْـکَبِـیرِ الْـمُتَعَالِ وَ کِتَابِکَ الْـمُنْـزَلِ بِالْــحَقِّ وَ کَلِـمَاتِکَ التَّــامَّاتِ وَ نُورِکَ التَّــامِّ وَ بِـعَـظِمَـتِکَ وَ اَرْکَانِکَ ›› .
خدایا ، من تو را می خواهم و بندگان از کسی چون تو نخواسته اند ، از تو می خواهم به حقّ محمد ، پیا مبر و فرستاده ات و ابراهیم ، خلیل و برگزیده ات و موسی ، همصحبت و همرازت و عیسی ، کلمه و روحت و از تو می خواهم به حق صحف ابراهیم و تورات موسی و زبور داود و انجیل عیسی و قرآن محمد و هر وحی که فرو فرستادی و قضائی که امضایش کردی و حقی که حکم کردی و ثروتی که بخشیدی و گم گشته ای که رهش نمودی و گدائی که عطایش کردی و از تو می خواهم به حقّ اِسمَت که بر شب نهادی پس تاریک شد و به اِسمَت که بر روز نهادی پس روشن گشت و به اِسمَت که بر زمین نهادی پس استقرار گرفت و آسمانها را با آن بر پاداشتی پس فراز آمدند و بر کوهها نهادی پس استوار گشتند و به اِسمَت که با آن روزیها را پخش کردی و از تو می خواهم به حقّ اِسمَت که با آن مُردگان را زنده می کنی و از تو می خواهم به حقّ عناصر عزّت آفرین عَرشَت و منتهای رحمت کتابت و از تو می خواهم که بر مُحمّد و خاندانش درود فرستی و حفظ قرآن و انواع دانش را روزیَم کنی و آن را با گوشت و خون و استخوان و مغزم بیامیزی و شب و روزم را با آن به کارگیری به رحمت و قدرتت که هیچ جنبش و نیرویی جز به تو نیست ، ای زنده و برپادارنده . و از تو می خواهم به اِسمَت که بندگانت تو را با آن خواندند و اجابتشان کردی و پیا مبرانت تو را خواندند و از آنان در گذشتی و رحمت آوردی و از تو می خواهم به هر اسمی که در کتابت نازل کردی و به اسم یگانه ی یکتا ، تنهای بی مانند و والا که همه ی ارکان را پُر می کند . پاک و پاکیزه و مبارک ، مُقدّس و زنده و بر پادارنده ، نور آسمانها و زمین ، رحمان و رحیم ، بزرگ و والا و کتابت که به حق فرو فرستاده شده است و کلمه های تمام و نور کاملت و به عظمت و پایه های ( عرشت ) .

شیخ طوسی در مصباح المتهجد گفته است :
 
هر کس می خواهد قرآن را حفظ کند ، پس شب جمعه چهار رکعت نماز بخواند و در رکعت اول : سوره های ‹ حمد › و ‹ یس › و در رکعت دوم : سورهای ‹ حمد › و ‹ دخان › و در رکعت سوم : سوره های ‹ حمد › و ‹ سجده › و در رکعت چهارم : سوره های ‹ حمد › و ‹ ملک › را بخواند و هنگامی که از تشهد فارغ شُد حَمد و ثنای خُدا کند و بر پیامبر ( ص ) درود فرستد و برای مؤمنین استغفار کند و بگوید :
 ‹‹ اَللّـهُـمَّ ارْحَـمْنِی بِـتَرکِ الْمَـعَاصِی اَبَداً مَا اَبْـقَـیْـتَنِی وَارْحَـمْنِی مِنْ اَنْ اَتَکَـلَّفَ مَا لا یَعنِـینِی وَارزُقْـنِی حُسنَ النَّـظَـرِ فیما یُـرضِیکَ عَنّی . اَللّـهُمَّ بَـدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَالاَرْضِ ذا الجَــلالِ وَ الاِکرامِ وَالْـعِـزَّةِ الَّتِی لاتُرامُ . اَسْـاَلُکَ یَا اَللهُ یَا رَحْمَانُ بِـجَـلالِکَ وَ بِنورِ وَجْـهِکَ أنْ تُـلْـزِمَ قَـلْبِی حَـفِـظَ کِتَابِکَ کَمَا عَلَّـمْـتَـنِی وَارزُقْـنِی اَنْ اَتلُـوَهُ عَلَی النَّحْـوِ الَّـذِی یُـرْضِیکَ عَنِّی وَ اَسْـاَلُکَ اَنْ تُـنَوِّرَ بِکِتَابِکَ بَـصَـرِی وَ تُـطْلِقَ بِهِ لِسَانی وَ تُـفَـرِّجَ بِهِ قَلْـبِی وَ تَشْـرَحَ بِهِ صَـدْرِی وَ تَسْـتََـعْمِلَ بِهِ بَدَنی وَ تُـقَـوِّینَی عَلَی ذلِکَ وَ تُـعینَنِی عَلَیهِ فَـاِنَّهُ لا یُعـینُ عَلَی الْـخَـیْرِ غَـیرُکَ وَ لا یُـوَفِّــقُ لَهُ اِلا اَنْتَ ›› .
خدایا : تا هنگامی که مرا زنده می داری با ترک معصیت هایت به من رحم کن و بر من رحمت آور تا آنچه به کارم نمی آید به عهده نگیرم و نیکو دیدن آنچه را از من خشنودت می سازد روزیم کن ، خدایا : آفریننده ی آسمانها و زمین ، دارای جلال و اکرام و عزّت ماندگار ، از تو می خواهم ای خداوند ، ای رحمان و به جلال و نور وجهت که حفظ کتابت را ملازم قلبم کنی ، همان گونه که آن را به من آموختی و تلاوتــش را آن گونه که از من خشنودت می سازد روزیم کنی و از تو می خواهم که دیده ام را با کتابت روشن کنی و زبانم را با آن گشاده بداری و دلم را با آن بازکنی و سینه ام را با آن گسترده سازی و پیکرم را بدان عامل کنی و مرا بر آن قوی بداری و بر آن یاری دهی که کسی جز تو بر خیر و نیکی یاری نمی دهد و جز تو به آن موفقم نمی دارد .

آنچه آوردیم همه ی روایات نیست و مشتاقان می توانند به کتابها و موسوعه های حدیثی مانند : کنز العمال ، الترغیب و الترهیب و بحار الانوار مراجعه کنند .
 پایان قسمت سوم
 
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 12:16 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل دوم قسمت دوم   رازهای حفظ قرآن

2- تقویت حافظه :

در بند دوم از فــصل اول گذشت که یکی از برکات حفـــظ قرآن کریم ، جوان ماندن نیروی عقــل است و اشــاره شد که جوان ماندن نیروی عقــل مستند به عواملی است که دانش بشری می تواند آن را کشف و از فرســودگی این نیرو در ایام پیری پیشــگیری نماید .

قابل توجه برای علاقمندان به حفظ قرآن ، این که در احادیث اسلامی رهنمودهای ارزنده ای در ارتباط با پیشگیری از فرسودگی نیروی عقل و قدرت حافظه وجود دارد . هر چند به دلیل قطعی نبودن سند برخی از آنها بی نیاز از بررسی های فنی و علمی نیستند .

عوامل تقویت حافظه :

در یک نگاه کلی به احادیثی که در باره ی پیشگیری از ناتوان شدن نیروی حافظه و یا تقویت ، شادابی و جوان ماندن نیروی عقل وارد شده است ، می توان آنها را به چهار دسته تقسیم کرد :

دسته اول : احادیثی که برای پیشگیری از فرسودگی نیروی حافظه و یا تقویت آن ، رعایت برخی از امور بهداشتی را توصیه کرده اند .

دسته دوم : روایاتی که تغذیه ی درست و استفاده از برخی خوردنی ها و اجتناب از برخی دیگر را در جوان ماندن نیروی حافظه و قوای ادراکی مؤثر می دانند .

دسته سوم : رهنمودهایی که قوت و یا ضعف قوه ی حافظه را با مسایل روانی مرتبط می کنند و برخی اقدامات فرهنگی را در این زمینه سودمند می شمارند .

دسته چهارم : تأکید دارند که پیشگیری از ناتوانی نیروی حافظه و تقویت آن از طریق به کار گیری و ورزش دادن آن امکان پذیر است .

 و اینک چکیده ای از رهنمودهای روایات اسلامی برای شادابی و جوان ماندن حافظه :

الف ) رعایت بهداشت :

سلامتی و قــدرت قــوای ادراکی و نیروی حافــظه ارتباط مستقیم با سلامتی و شادابی جــسم دارد تا آن جا که در مَثَـل آمده : « عقل سالم در بدن سالم است » .

از این رو اجتناب از همه ی عوامل بیماری زا و بهره گیری از اموری که موجب تقویت و نشاط جسم است مانند ورزش و تفریحات سالم ، در جوان ماندن قدرت حافظه مؤثر است . اما در روایات اسلامی بر چند چیز تأکید شده است :

مسواک زدن ، ناخن گرفــتن ، روغن مالی پوست ، خواب میان روز و حجامت ، به استثــناء موضعی در پشت گردن که « نقره » نامیده می شود .

ب ) تغذیه ی سالم :

 غذای سالم و استفاده ی درست از خوردنی ها و آشامیدنی ها نیز مانند رعایت امور بهداشتی برای پیشگیری از فرسودگی نیروی حافظه ضروری است ، اما آن چه در این باره مورد توجه روایات است عبارت است از :

عسل ، عدس ، گوشت به ویژه گوشت نزدیک گردن ، کرفس ، کدو ، بِه ، خُرفه ، اترج ، باقلا ، سرکه ، انار همراه با پیه آن ، مویز ، حلوا ، کُندر و سداب .

همچنین اجتــــناب از خوردن پنیر ، سیب ترش ، گشنــیز و پس خورده ی موش که در روایات اسلامی موجب کم شدن حافــظه و فراموشی است .

و مهمترین نکته ای که در پیشگیری از ضعف قوای ادراکی و حافظه از نظر تغذیه باید مورد توجه قرارگیرد عبارت است از اجتناب از پرخوری و عادت دادن خود به کم خوردن و روزه داری .

ج ) تقویت روان:

 اموری که موجب تقویت روانی انسان است نیز به جوان ماندن قدرت اندیشه و نیروی حافظه کمک می کند : یاد خدا و استعانت از او ، قرائت قرآن به ویژه خواندن « آیۀ الکرسی » ، رعایت ادب و مهربانی با افراد نادان ، از عوامل تقویت نیروی عقل و حافظه شمرده شده است .

 در برخی از روایات ، خواندن این دعا بعد از هر نماز توصیه شده است :

« سُبــحَانَ مَن لا یَـعتَدی عَـلی اَهــلِ مَملَــکَتِـهِ ، سُــبحَانَ مَن لا یَـأخُــذُ اََهـلَ الأرضِ بِـاَلـوَانِ العَــذَابِ ، سُـبحَانَ الرَّؤُفِ الرَّحِیمِ ، اَللَّـــهُمَّ اجعَــل لی فی قَــلبی نُوراً وَ بَـصَـراً وَ فَـهماً وَ عِلماً اِنَّـکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ »

 پاک است خدائی که به مردم کشورش ستم روا نمی دارد ، پاک است آن که زمینیان را با عذابهای گوناگون نمی گیرد ، پاک است آن که مهربانِ پُــرمهر ، خدایا در دلم نور و بینش و فهم و دانش قرار ده که تو بر هر کاری توانائی . فلاح السائل : ص 304/ح37

همچنین روایات اسلامی برای پیشگیری از فرسودگی ذهن و نیروی حافظه ، اجتناب از کارهای ناشایست را توصیه کرده اند و نیز نگاه کردن به کسی که او را به دار کشیده اند و خواندن نوشته ی روی قبرها وبرخی کارهای دیگر را از عوامل فراموشی و کاهش نیروی حافظه شمرده اند .

د ) ورزش حافظه :

ورزش ، همان طور که می تواند قوای جسمانی انسان را تقویت کند ، قادر است قوای روحی و ادراکی او را نیز توانمند و شاداب و با نشاط سازد . ورزش قوای ادراکی به کارگیری صحیح و منظم آن در تحصیل علم و کثرت اشتغالات علمی یکی از عوامل پیشگیری از فراموشی و تقویت اندیشه شناخته شده است ، امام علی ( ع ) در این باره می فرمایند :

« مَن اَکــثَرَ مُــدارَسَۀَ العِــلمِ لَم یَـنسَ مَا عَلِمَ وَاستَــفَادَ مَا لَم یَـعلَم »

آنکه بسیار به بحث و درس بپردازد ، آنچه را فرا گرفته فراموش نکند و آنچه را ندانسته فرا گیرد . غررالحکم : ج1/ ص396 /ح8916

مسؤولیت اولیای استعدادهای درخشان :

 رهنمودهای پیشوایان اسلام در ارتباط با عوامل قوت و ضعف قوای ادراکی در واقع تأکید بر رعایت قوانین طبیعت در حفظ و پرورش این اصلی ترین موهبت الهی به انسان است . از این رو مسؤولیت پدران مادران و مربیان استعدادهای درخشان در پاسداری از امانتی که خداوند متعال به آنها سپرده بسیار سنگین است زیرا بدون برنامه ریزی دقیق برای تقویت بنیه ی جسمی و روحی کودک ، چه بسا این نعمت بزرگ از آنها سلب گردد .

پایان قسمت دوم
نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 23:11 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

 فصل دوم  قسمت اول    رازهای حفظ قرآن   

۱- تجربیات شخصی :
نخستین گام به سوی حفظ قرآن کریم ، پس از آشنائی با برکت های آن ، آگاهی از تجربه های کسانی است که این راه را پیموده و به مقصد رسیده اند و چه نیکوست تجربه های همه ی حافظان قرآن برای نسل جدید حاملان کتاب خدا ، تدوین و عرضه گردد . آن چه در این قسمت از نظر مبارک شما می گذرد تجربه های شخصی نگارنده است که انشاءالله برای دیگران سودمند باشد .

الف ) تصمیم:

 نخستین عامل توفیق برای حفظ قرآن کریم ، تصمیم جدّی و اراده ی نیرومند است . قدرت اراده بیش از قدرت حافظه در تحقق این آرمان مؤثر است .

ممکن است کسی از حافظه ی قوی برخوردار نباشد اما قدرت اراده ، کمبود ناشی از عدم قوت حافظه ی او را جبران کند و کسی با حافظه ای متوسط و یا حتی قدری پایین تر از متوسط نیز موفق به حفظ قرآن گردد . اما قوت حافظه برای کسی که به ضعف اراده مبتلاست کارساز نیست .
این واقعیت را من خود تجربه کردم ، تصمیم جدّی را کارسازتر از نیروی حافظه یافتم و تا تصمیم جدی نگرفتم و با تمام توان تلاش نکردم ، خداوند متعال توفیق حفظ کتابش را به من عنایت نفرمود .
در واقع « جهاد » به معنای بکارگیری همه ی توان ، شرط اول موفقیت در همه ی کارها است و شرط دوم « اخلاص » است ، هر کس با همه ی توان و برای خدا حرکت کند بی تردید به مقصد می رسد که خداوند متعال وعده داده است :

 « والَّـــذینَ جَاهَــدوُا فِـیـنَا لَنَـهدِیَنَّــهُم سُـبُـلَنَا »

و بی تردید کسانی را که به خاطر ما جهاد کردند ، به راههایمان هدایتشان می کنیم . سوره عنکبوت : آیه 69
و مبدأ تحقق هر دو شرط اراده ی قوی و تصمیم جدّی است .

ب ) نذر کردن:

 برخی به منظور تقویت اراده ، از طریق نذر یا عهد و یا قسم ، کاری را برخود واجب می کنند ، مثلاً نذر می کنند که قرآن را حفظ یا هر روز مقدار معینی از محفوظات خود را تکرار کنند .

به اعتقاد نگارنده ی این سطور ، تقویت اراده از راه ایجاب شرعی پسندیده نیست و چه بسا انسان را ناخواسته به تخلف از نذر وادار سازد . اصولاً واجب ساختن کاری بر خود از طریق نذر و امثال آن در اسلام مذموم و مکروه است ، یکی از اصحاب امام صادق ( ع ) به نام اسحاق بن عمار نقل می کند که از آن حضرت پرسیدم :

من بر خود مقرر کرده ام که دو رکعت نماز شکر در سفر و حضر بخوانم ، آیا می توانم در سفر و در روز انجام دهم ؟
امام صادق ( ع ) فرمودند :

« اِنّی لأ کـرَهُ الایجابَ : اَن یُوجِبَ الــرَّجُـلُ عَلی نَـفسِـهِ »

من از ایجاب کراهت دارم ، این که انسان چیزی را بر خود واجب کند .

گُــفتم : برای خدا بر خود واجب نکردم ، تنها بر خویشتن مُقــرّر کردم که دو رکعت نمــاز شُــکر برای خُدا بخوانم ، آیا می توانم آن را ترک کنم ؟

فرمود : آری ( وسایل الشیعه : ج16/ ص 189/ ح1)

برای دیدن ادامه ی مطلب فصل دوم(قسمت اول) به ادامه مطلب بروید:

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 20:6 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل اول قسمت پنجم   برکت های حفظ قرآن کریم  نوشته : محمدی ری شهری

 

5- بهره ی پدر ومادر :

 از دیدگاه احادیث اسلامی برکتهای تعلُّم و حفظ قرآن علاوه بر قاری و حافظ ، پدر و مادر وی را نیز فرا خواهد گرفت به ویژه اگر در آموزش او نقش داشته باشند . در حدیثی از پیامبر اسلام (ص ) روایت شده است :

« مَن عَلَّمَ وَلَداً لَهُ القُـرآنَ قَـلَّدَهُ اللهُ قِــلادَۀً یَعجَـبُ مِـنها الاوَّلُونَ وَالآخِــروُنَ یَومَ القِــیامَۀِ »

هر کس قرآن را به فرزندش بیاموزد ، خداوند روز قیامت گردن بندی به گردنش بیاویزد که از نخستین انسانها تا آخرینشان از آن به شگفت آیند . کنز العمال : ج1/ص533/ح2386

و بر این اساس روایتی دیگر از آن حضرت ، حتی اگر پدر و مادر در آموزش فرزند هم نقشی نداشته باشند در صورتی که به دلیل عقاید و اعمال ناشایسته در جهان پس از مرگ گرفتار باشند ، هنگامی که فرزند حافظ قرآن گردد ، عذاب آنها تخفیف پیدا می کند .

« مَن استَـظهَـرَالقُــرآنَ ، خَـفَّـفَ اللهُ تَبارکَ وَ تَـعالی عَن اَبَوَیهِ العَــذابَ وَ اِن کَانَا کاَفِرَینِ »

آن که قرآن را حفظ کند ، خداوند تبارک و تعالی از عذاب والدینش کم می کند حتی اگر کافر باشند . تنبیه الغافلین : ص 421/ ح652

 
پایان قسمت پنجم
نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 23:2 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل اول قسمت چهارم   برکت های حفظ قرآن کریم   

 

4- مقامات معنوی :

 از دیدگاه اسلام ، حمل و حفظ قرآن یکی از معیارهای ارزشیابی مقامات معنوی انسان است . دل کسی که به کلی از نور قرآن خالی است از مقامات معنــوی بهره ای ندارد ، چنین دلی در کلام پیــامبر اسلام ( ص ) به خانه ای ویران تشبیه شده است :

« انّ الَّذی لَََیسَ فی جَــوفِـهِ شَیءٌ مِنَ القُــرآنِ کالبَیتِ الخَــرِبِ »

 بی گمان آن که در درونش چیزی از قرآن نیست مانند خانه ی ویران است . سنن البرمذی : ج5/ ص177 / ح2913

هر چه آشنائی و انس انسان با قرآن افزایش یابد ، قلب او نورانی تر و آبادتر و موقعیت معنوی او افزون تر می گردد ، از این رو پیغمبر اسلام ( ص ) پس از پایان جنگ احد در باره ی معیار برتری شهدا فرمود :

« اُنظُرُوا اَکثَرَهُم جَمعاً لِلقُــرآنِ فَاجعَـلُوهُ امامَ صاحِـبِهِ فِی القَــبرِ »

بنگرید هر یک از آنان که بیش از دیگران قرآن را حفظ دارد ، پیشتر از بقیه در قبر قرار دهید . کنزالعمال : ج10/ص380/ح29890

عنوانهائی مانند : پرچمداران اسلام ، بزرگان امت اسلامی ، آموزگاران کلام خدا ، کسانی که رحمت و نور الهی آنان را فرا گرفته و عارفان اهل بهشت ، به جایگاه بزرگ معنوی حاملان و حافظان قرآن ، اشاره دارد . مقامات اهل بهشت با مقیاس آشنائی و شناخت آنان از قرآن سنجیده می شود ، در این باره از پیامبر اسلام (ص ) روایت شده است که می فرماید :

« عَــدَدُ دُرَجِ الجَــنَّۀِ عَـدَدُ آی القُـــرآنِ ، فَــإذا دَخَلَ صاحِبُ القُــرآنِ الجَــنَّۀَ قِیلَ لَهُ : إقرَأ وارقَ لِــکُلِّ آیَۀٍ دَرَجَــۀً ، فَلا تَــکُونُ فَـوقَ حَافِظِ القُــرآنِ دَرَجَــۀٌ »

 درجات بهشت ، به عدد آیات قرآن است ، هنگامی که حافظ قرآن وارد بهشت می شود به او گفته می شود بخوان و برای هر آیه ، یک درجه بالا برو ، پس بالاتر از حافظ قرآن درجه ای نیست . جامع الاحادیث للقمی : ص 100

 شکی نیست که مقاماتی که بدان اشارات رفت برای همه ی حاملان و حافظان قرآن نیست ، که در حدیثی از رسول گرامی اسلام ( ص ) آمده است :

« لَیسَ القُــرآنُ بِالتِّـــلاوَۀِ و لا العِــلمُ بِالــرِّوایَۀِ وَ لـکِنَّ القُــرآنِ بِالهِــدایَۀِ وَ العِــلمَ بِالـدّرایَۀِ »

نه قرآن به تلاوت است و نه دانش به روایت ، بلکه قرآن به هدایت است و دانش به فهم و درایت . کنزالعمال : ج1/ص550/ح2462

و نیز از آن حضرت ورایت شده :

 « رُبَّ تالِ القُـــرآنِ وَالقُــرآنُ یَلعَنُــهُ »

بسی تلاوت کننده ی قرآن که قرآن لعنتش می کند . بحارالانوار : ج92/ص184/ح19

بلکه مقاماتی که شرح آن گذشت ویژه ی حافظانی است که عامل به قرآن نیز باشند ، در برخی از روایات به این نکته تصریح شده است ، امام صادق (ع ) می فرمایند :

« اَلحافِظُ لِلقُــرآنِ العَــامِلُ بِهِ مَـعَ السَّــفَـرَۀِ الــکِـرامِ البَــرَرَۀِ »

حافظ قرآن که عامل به آن است با سفیران والامقام نیکوکار است . الکافی : ج2/ص603/ح2

اما نکته ی قابل توجه این است که اندیشه ی عمل به قرآن نباید انسان را از تلاش برای حفظ این کتاب نورانی باز دارد ، از این رو هنگامی که ابوذر به پیامبر اسلام (ص ) عرض کرد : یا رسول الله ! من می ترسم قرآن را یاد بگیرم و به آن عمل نکنم ؟ آن حضرت در پاسخ فرمود :

« لا یُـعَذِّبُ اللهُ قَــلباً اسکَنَــهُ القُـرآنَ »

خداوند قلبی که قرآن را در آن جای داده است عذاب نمی کند . جامع الاخبار : ص 130/ح 258

امام علی (ع ) نیز می فرماید :

« اقــرَؤُوا القُــرآنَ وَاستَـظهَروُهُ فَــاِنَّ اللهَ تَعَالی لا یُـعَذِّبُ قَــلباً وَعاهُ القُــرآنُ »

قرآن بخوانید و حفظش کنید که خداوند متعال ، قلبی که قرآن کریم ، آن را فرا گرفته است عذاب نمی کند . جامع الاخبار : ص 115/ ح 205

بی تردید مقصود این روایات این نیست که از برکردن قرآن ، بدون عمل به آن ، مانع کیفر الهی می گردد بلکه اشاره به این است که حفظ قرآن سبب توفیق عمل به آن نیز می گردد ، بنا بر این نباید کسی با این بهانه که می ترسم قرآن را حفظ کنم ولی بدان عمل نکنم ، خود را از برکتهای حفظ قرآن محروم بدارد .

 
پایان قسمت چهارم
نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 2:59 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل اول قسمت سوم   برکت های حفظ قرآن کریم    

3- کامیابی در زندگی :

یکی از برکتهای بزرگ بهره گیری از سرمایه ی عظیم فرهنگی قرآن ، کامیابی در زندگی است . قرآن ، بهترین راهِ خوب زندگی کردن و کامیابی در زندگی را به انسان نشان می دهد .

« اِنَّ هـذَا القُــرآنَ یَـهدِی لِلَّـتی هِیَ اَقــوَمُ »

بی گمان این قرآن به استوارترین راهها هدایت می کند . سوره اسراء : آیه 9

حافظان قرآن بهتر از دیگران با راههای کامیابی در زندگی آشنا هستند و بیش از دیگران امکان بهره وری از این ثروت گرانبها را دارند . راههای کامیابی از نظر قرآن چیزی جز کارهای شایسته نیست ، از نظر این کتاب آسمانی ، هر کاری از کارهای نیکو ، در واقع راهی به سوی رستگاری و سعادت و کامیابی مادی و معنوی است :

« مَن عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ هُوَ مُـؤمِنٌ فَلَنُـحییَنَّهُ حَیاۀً طَیِّـبَۀً وَ لَنَجـزِیَنَّـهُم اجـرَهُم بِاَحسَنِ ما کانُوا یَعمَلوُنَ »

هر کس کار نیــکو کند و مؤمن باشد ، خواه مرد و خــواه زن ، بی گمــان به او زندگی پاکــیزه ای می بخــشیم و پاداششان را بر پایه ی بهترین کاری که می کردند می پردازیم . سوره نسآء : آیه 134

نکته ی دقیق و قابل تأمل این که قرآن کریم ، از یک سو « عمل صالح » را موجب کامیابی در زندگی و از سوی دیگر نزدیک شدن انسان به خدا را سبب کامیابی او در دنیا و آخرت می داند و می فرماید :

« مَن کانَ یُـریدُ ثَـوابَ الـدُّنیا فَعِـندَ اللهِ ثَوابَ الـدُّنیا وَ الاخِرَۀِ »

 آن که پاداش دنیوی را می خواهد ، پس بداند : پاداش دنیوی و اخروی نزد خداوند است . سوره نحل : آیه 97

 این آیه به طالبان کامیابی در دنیا توصیه می کند که به آفریدگار خود نزدیک شوند که در این صورت افزون بر کامیابی موقت و زودگذر دنیا ، کامیابی همیشگی و جاوید آنان در آخرت نیز تأمین خواهد شد . بدین سان از جمع بندی رهنمودهای قرآن در باره ی راههای کامیابی انسان در زندگی به این نتیجه می توان دست یافت که قرآن کتاب زندگی است ، این کتاب آسمانی راه و رسم زندگی برتر را « عمل صالح » می داند و هر چه انسان در زندگی بهتر کارکند و کار نیکوتری ارائه نماید ، به آفریدگار هستی که مبدأ کامیابی ها است نزدیک تر می شود و کامیابی او در زندگی افزایش و تداوم خواهد یافت .

 
پایان قسمت سوم
نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 22:55 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

فصل اول قسمت دوم    برکت های حفظ قرآن کریم   

2- جوان ماندن نیروی عقل :

نیروی عقل و اداراک انسان مانند سایر قوای او به طور طبیعی در سنین پیری کاهش پیدا می کند و برخی از مردم در سالهای پایانی زندگی ، حافظه ی خود را به طور کلی از دست می دهند و از اداراکات عقلی بی بهره می شوند . قرآن کریم در این باره می فرماید :

« وَ مِنکُم مَن یُـرَدُّ الی اَرذَلِ العُـمُـرِ لِکَی لا یَـعلَـمَ بَـعدَ عِلمٍ شَیئاً »

برخی از شما به سنین بالای عمر می رسند تا آنجا که پس از آگاهی ، چیزی نخواهند دانست . سوره نحل آیه 70

 از امام صادق ( ع ) روایت شده است که می فرماید :

« یَزیدُ عَـقلُ الرَّجُلِ بَـعدَ الاربَـعینَ اِلی خَمسِـینَ وَ سِتّـینَ ثُـمَّ یَنـقُصُ عَـقلُهُ بَعدَ ذلِکَ »

عقل انسان پس از چهل سالگی تا پنجاه سالگی و شصت سالگی افزایش می یابد و سپس کاستی می گیرد . الاختصاص : ص 244

اما نکته ی قابل توجه این است که این قانون ، عام و شامل همه ی مردم نیست ، برخی در سنین پیری نه تنها دچار ناتوانی قوای ادراکی نمی شوند بلــکه نیروی عقل آنان افــزایش پیدا می کند و جوان تر می گردد .

امام علی ( ع ) در اشــاره به این نکته می فرماید :

« اذا شابَ العاقِلُ شَبَّ عَـقلُـهُ ، اذا شابَ الجاهِلُ شَبَّ جَـهلُهُ »

هنگامی که عاقل پیر می گردد ، عقلش جوان می شود و هنگامی که جاهل پیر می گردد ، جهلش جوان می شود . غررالحکم : ج3 /ص192 /ح4169

امام باقر ( ص ) نیز در این باره می فرماید :

« انّ الـرَّجُلَ اذا کَـبُـرَ ........... ثَبَتَ عَـقلُهُ و استَحکَمَ رأیُهُ وَ قَـلَّ جَـهلُهُ »

هنگامی که سن انسان زیاد می شود ، عقلش پایدار و رأیش استوار و جهلش اندک می گردد . من لا یحضره الفقیه : ج 3 / ص 468 / ح 4621

همانطور که در روایات نخــست اشاره شد ، جوان شـدن قوای ادراکی در ایام پیری مستــند به عواملی است که دانش بشری می تواند آنها را کشف تا با رعایت آنــها از پیری و فرســودگی عقل پیشگیری شود . این عــوامل را در بند دوم از فصل دوم « رازهای حفظ قرآن » مورد بررسی قرار خواهیم داد ، دراینجا هدف از بیان این مقدمه نقل سخنی از پیامبر اسلام ( ص ) در باره ی نقش حفظ قرآن کریم در تداوم نعمت نیروی عقل است ، متن حدیث چنین است :

 « مَن جَـمَعَ القُـرآنَ ، مَـتَّـعَهُ اللهُ بِعَــقلِهِ حَتّی یَمُـوتَ »

 آن که قرآن را گرد آورد ، خداوند تا هنگام مرگش وی را از عقلش بهره مند می دارد . العلل المتناهیۀ : ج1/ ص107 /ح155

حفظ قرآن یکی از بارزترین مصادیق جمع و گردآوری قرآن است ، حافظ قرآن در واقع ، آیات نورانی الهی را در ذهن و روح خود جمع کرده و یکی از برکات این عمل ، تداوم نیروی عقل تا هنگام مرگ است . این سخن در کنار سایر سخنانی که از معصومین در باره ی نقش قرائت قرآن در جوان ماندن و بالندگی قدرت حافظه نقل شده ، کاشف از نقش مؤثر و بی بدیل حفظ قرآن در کنار سایر عوامل تقویت حافظه در جوان ماندن و بالندگی نیروی عقل است .

پایان قسمت دوم
نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389ساعت 10:48 توسط مائده آسمانی| آرشیو نظرات |

باسمه تعالی
 

قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: ما مِنْ مُؤمـِنٍ ذَکَرًا او اُنـْثى، حُرًّا اَو مـَمـْلُوکـاً اِلاّ وَ لِلّهِ عـَلَیـْهِ حَقُّ واجـِبٌ اَنْ یَتَعَلَّمَ مِنَ الْقُرْانِ

هـیـچ زن و مرد مؤمنى از آزاده و برده نیست، مگر اینکه از طرف خداوند بر او حق واجبى است و آن این است که باید (به اندازه توانش ) قرآن بیاموزد.

 

حضور تمام دوستان ارجمند سلام عرض می‌کنم.

در این قسمت از وبلاگ برای شما دوستان گرامی« چگونه قرآن را حفظ کنیم » قرار دادم. به یاری حضرت حق هر روز با یک فصل که بسان چند قسمت خواهد بود نزد شما خواهم آمد .به امید آنکه خداوند دلهای ما و شما را به چرا هدایت روشن کند و معارف قرآن را در آن جاری سازد.انشا الله...

[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 11:02 ] [ زین العابدین دشتی و هادی جنادله ]
آخرین مطالب
لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 38064